شوان خالدی «
"وقتی کمونیستها را گرفتند، ما بی تفاوت ماندیم و گفتیم ما که کمونیست نیستیم। وقتی سوسیالسیتها را گرفتند باز هم ما بی تفاوت ماندیم و گفتیم ما که سوسیالیست نیستیم। وقتی یهودیها را گرفتند، باز ما بی تفاوت ماندیم گفتیم ما که یهودی نیستیم، وقتی ما را گرفتند، دیگر کسی نبود که اعتراض کند।»
"برتولت برشت"
در ماهی که گذشت رژیم بار دیگر دست به دستگیری های گسترده زد . دستگیری اعضای دفتر تحکیم وحدت در 18 تیرماه و نیز ربودن منصور اسانلو بخشی از این دستگیری ها بودند . آیا رژیم از دستگیر کردن کسی ترسی دارد ؟ شواهد امر نشان می دهد که خیر . رژیم در ادامه رویکرد خویش به بهانه مقابله با اراذل و اوباش 20 جوان را دستگیر کرده و اعلام داشته که می خواهد این ها را اعدام کند و هر روز با کمال وقاحت چند نفر را علنی و جلوی چشم مردم به حلقه های دار می سپارد. این رژیم هارتر از این حرفها است ؛ به این ها قناعت نخواهد کرد و دست و پا هایش را درازتر می کند . این دستگیری ها تا کی ادامه دارد ؟ باید بنشینیم و منتظر نوبت خود باشیم ؟
راه چاره متحد کردن مردم است . این را بارها حزب حکمتیست اعلام کرده است . هیچ کس به اندازه نیروهای سوسیالیست در جامعه از آزادی بیان سود نمی برد ؛ بنابراین بیش تر از هر کسی این که رژیم نتواند آزادی کسی را سلب کند ، به نفع ما است .
ما سوسیالیست ها باید بتوانیم جامعه را در دفاع از آزادی فعالیت سیاسی و برای مصونیت نسبی فعالین سیاسی متحد سازیم . هر کسی که به زندان رود جامعه بیشتر ترسیده است و ما سنگری دیگر عقب نشینی کرده ایم . چگونه باید متحد کرد و مقاومت را سازمان داد ؟
"برتولت برشت"
در ماهی که گذشت رژیم بار دیگر دست به دستگیری های گسترده زد . دستگیری اعضای دفتر تحکیم وحدت در 18 تیرماه و نیز ربودن منصور اسانلو بخشی از این دستگیری ها بودند . آیا رژیم از دستگیر کردن کسی ترسی دارد ؟ شواهد امر نشان می دهد که خیر . رژیم در ادامه رویکرد خویش به بهانه مقابله با اراذل و اوباش 20 جوان را دستگیر کرده و اعلام داشته که می خواهد این ها را اعدام کند و هر روز با کمال وقاحت چند نفر را علنی و جلوی چشم مردم به حلقه های دار می سپارد. این رژیم هارتر از این حرفها است ؛ به این ها قناعت نخواهد کرد و دست و پا هایش را درازتر می کند . این دستگیری ها تا کی ادامه دارد ؟ باید بنشینیم و منتظر نوبت خود باشیم ؟
راه چاره متحد کردن مردم است . این را بارها حزب حکمتیست اعلام کرده است . هیچ کس به اندازه نیروهای سوسیالیست در جامعه از آزادی بیان سود نمی برد ؛ بنابراین بیش تر از هر کسی این که رژیم نتواند آزادی کسی را سلب کند ، به نفع ما است .
ما سوسیالیست ها باید بتوانیم جامعه را در دفاع از آزادی فعالیت سیاسی و برای مصونیت نسبی فعالین سیاسی متحد سازیم . هر کسی که به زندان رود جامعه بیشتر ترسیده است و ما سنگری دیگر عقب نشینی کرده ایم . چگونه باید متحد کرد و مقاومت را سازمان داد ؟
1- تشکل های دائمی مقاومت تشکیل دهیم :
هر بار که کسی دستگیر می شود ، عمدتا هم فکر ها و عم حزبی هایش دور هم جمع می شوند و یک «کمیته پیگیری آزادی آقای فلانی» تشکیل می دهند و تا وقتی که شخص آزاد شود ، امضا جمع می کنند .
طی این سالها دیده ایم که برای یک گروه سیاسی تنها آزادی عضو خودش در اولویت است و برای دستگیری عضو خودش کمپین می گذارد و برای آزادی فلان لیبرال تنها به دادن بیانیه اکتفا می کند.
تا وقتی که مقاومت های ما پراکنده و بی سازمان است ؛ رژیم اسلامی باید خیالش راحت باشد . به نظر ما تشکلهای دائمی در حمایت از آزادی فعالیت سیاسی و به شکل ائتلافی میان تمام مبارزین چه داخل و چه خارج کشور باید شکل گیرد. چپ جامعه باید در این اقدام پیشقدم شود و برای دفاع از آزادی پرچم اتحاد را بلند کند. به عنوان مثال اگر ما در دانشگاه فعال سوسیالیست هستیم با لیبرال ها علی رغم هر اختلاف و جدلی که داریم ؛ تشکلی متحد و بر اساس دفاع از آزادی بیان و مصونیت فعالیت سیاسی از حملات رژیم تشکیل دهیم و کل دانشجویان را در دفاع از فعالین سیاسی ، نشریات سیاسی و برای مقاومت در مقابل رژیم متحد کنیم .
در خارج کشور همان گونه که حزب حکمتیست اپوزیسیون را حول منشور سرنگونی متحد می سازد ؛ باید نیروهای سیاسی و مردم را برای ایجاد چنین تشکل های فراگیر بر مبنای مقاومت و مقابله علیه فشارهای رژیم روی فعالین سیاسی متحد کند . این امر به هیچ وجه به معنای از بین رفتن هویت ما نیست . چپ جامعه کارش متحد کردن است . خطاب ما به راست جامعه ، این است ؛ اختلافات ما سر جایش است ؛ اما هر کسی که دستگیر شود فرقی ندارد ، خط فکری اش چه باشد ؛ در دفاع از او و برای آزادی اش از چنگ رژیم همه ما متحد هستیم .
2- روشهای موثر بکار گیریم :
هیچ کس را از طریق کمپین های اینترنتی و خنده دارتر امضاهای اینترنتی نمی توان از چنگال رژیم اسلامی آزاد کرد . این کمپین های اینترنتی هیچ فشاری روی رژیم وارد نمی کند. بنابراین مقابله با این رژیم تنها به شکل عینی و سخت افزاری می تواند جواب دهد .
به تعدادی از روش های موثر در این جا اشاره می کنیم .
الف- فلج کردن نهادهای تولیدی و مراکز اصلی :
کارگران در صورتی که یکی از رفقایشان دستگیر شود ، مهمترین و اولین کاری که در صورت امکان باید انجام دهند ؛ توقف چرخ های تولید و دست از کار کشیدن است . کاری که بیشتر از هر چیز دیگر جهت آزادی کارگری که دستگیر شده ؛ موثر است . در دانشگاه ، دانشجویان در صورت دستگیری یکی از رفقایشان ؛ باید تمام کلاس های درس را تعطیل کنند و درصورتی که امکان این کار را ندارند ؛ با حضور و تجمع مقابل ساختمان اداری دانشگاه مانع حضور کارمندان و ریاست دانشگاه در سر کار شوند ؛ تا عملا نظام اداری دانشگاه را مختل و تعطیل سازند .
ب- تجمع و تظاهرات مقابل ارگان های حساس رژیم :
در صورتی که کارگران نتوانند اعتصاب کنند و در فصل تابستان که دانشگاه تعطیل هست دانشجویان را دستگیر کنند ؛ باید به تجمع مقابل ارگانهای حساس رژیم دست زد . ارگان مخاطب ما ، دادگاهها هستند. رفقای ما به حکم بازداشت دادگاههای رژیم به زندان می روند . باید مقابل دادگاه ها نیروی مردم را بسیج کنیم . همیشه در هر شهری مقابل دادگاهها شلوغ است و در صورتی که بتوانیم نیروی کافی جمع کنیم ، توجه مردم در اطراف ساختمان دادگاه به ما جلب می شود و چه بسا با حمایت مردم مواجه شویم .
در این زمینه چند نکته ضروری است :
اول- علاوه بر اعضای تشکل های دائمی مقاومت ؛ خانواده های دستگیر شدگان را برای تجمع بسیج کنیم و بین شان هماهنگی ، آشنایی و اتحاد ایجاد کنیم . رژیم با هر گونه تجمع و مقاومت ما مقابله خواهد کرد. اما حضور خانواده های دستگیر شدگان هزینه را برای برخوردهای احتمالی رژیم بالاتر خواهد برد .
دوم- با تهیه پلاکاردهای مناسب و در تعداد زیاد ، توجه مردم در اطراف دادگاه را به خود جلب نموده و با پخش بیانیه های توضیحی ، حمایت مردم حاضر در اطراف دادگاه را به خود جلب کنیم . ما باید با هر ابزاری که داریم ، بر تعداد افراد موجود در تجمع بیفزائیم .
سوم- بعد از دستگیری فعالین خیلی عجله نکنیم و اقدامات نسنجیده انجام ندهیم . اگر بسیج نیروی ما ، سه- چهار روز طول بکشد و در عوض ما چند صد نفر را روبروی دادگاه بکشانیم ؛ بسیار بهتر است تا اینکه فردای دستگیری رفیقمان بیست نفره مقابل دادگاه تجمع کنیم و خودمان هم راهی زندان شویم .
چهارم- همیشه دو نفر خارج از تجمع که برای رژیم ناشناخته هستند ؛ را مسئول خبرسازی حول تجمع و مصاحبه رسانه ای با اسم مستعار کنیم . خبر رسانی به رسانه ها را دست کم نگیریم.
پنجم - قبل از هر تجمعی نقشه کامل تجمع باید در جیب رهبران آن باشد . به این معنی که تمام اتفاقاتی که ممکن است حین تجمع رخ دهد و پیشنهاداتی که رژیم در حین آن به رهبران تجمع دهد ؛ از قبل بررسی شده و برسر تاکتیک های مقابله با رژیم بین رهبران تجمع توافق شود. بدیهی است که ممکن است ؛ اتفاقی بیفتد که رهبران تجمع همان جا و بدون پیش زمینه مجبور به مشورت و تصمیم گیری باشند . اما هیچ رهبر سیاسی با چشمان کور و بدون پیش بینی اتفاقاتی که در راه است ؛ به فراخوان تجمعی نمی رود.
ج- خارج کشور خیلی مهم است :
در خارج کشور باید همزمان با تجمعی که در داخل کشور و برای آزادی فعالین سیاسی در جریان است ، سفارتخانه های رژیم مورد تعرض تمام نیروهای تشکل های دائمی مقاومت قرار گیرد . باید در آن روز مشخص ، حداقل رفت و آمد به داخل سفارتخانه های رژیم کار بسیار سختی باشد و هیچ یک از مسئولین رژیم نتواند در دانشگاهی سخنرانی کند . باید گروههای اپوزیسیون با اتحاد خویش در دفاع از آزادی ، توان بسیج مردم مهاجر و پناهنده را برای تجمع مقابل سفارتخانه های رژیم اسلامی در خود ایجاد کنند .
به قول منصور حکمت ، داخل و خارج کشور به هم وصل اند و هیچ جنبشی نمی تواند در داخل موفق باشد ، بدون اینکه پشت جبهه محکمی در خارج کشور داشته باشد و بالعکس .
هدف از نوشتن این مقاله گشودن جبهه ای مقابل رژیم و حداقل احداث سنگری جدید است . رژیم اسلامی سرکوب را تا حد یک تکنولوژی ارتقا داده است و به مزدورانش در آکادمی های پلیس آموزش می دهد . مقاومت مردمی ما نیز ناگزیر باید تکنیک های موثر خویش را ابداع کرده و به کارگیرد و گرنه اساسا راه بجایی نخواهد برد .
نگارنده مقاله مخاطبین خود را به اظهار نظر در این باره و نوشتن تجربیات مبارزاتی خویش و ارسال برای نشریه کمونیست دعوت می کند .
هر بار که کسی دستگیر می شود ، عمدتا هم فکر ها و عم حزبی هایش دور هم جمع می شوند و یک «کمیته پیگیری آزادی آقای فلانی» تشکیل می دهند و تا وقتی که شخص آزاد شود ، امضا جمع می کنند .
طی این سالها دیده ایم که برای یک گروه سیاسی تنها آزادی عضو خودش در اولویت است و برای دستگیری عضو خودش کمپین می گذارد و برای آزادی فلان لیبرال تنها به دادن بیانیه اکتفا می کند.
تا وقتی که مقاومت های ما پراکنده و بی سازمان است ؛ رژیم اسلامی باید خیالش راحت باشد . به نظر ما تشکلهای دائمی در حمایت از آزادی فعالیت سیاسی و به شکل ائتلافی میان تمام مبارزین چه داخل و چه خارج کشور باید شکل گیرد. چپ جامعه باید در این اقدام پیشقدم شود و برای دفاع از آزادی پرچم اتحاد را بلند کند. به عنوان مثال اگر ما در دانشگاه فعال سوسیالیست هستیم با لیبرال ها علی رغم هر اختلاف و جدلی که داریم ؛ تشکلی متحد و بر اساس دفاع از آزادی بیان و مصونیت فعالیت سیاسی از حملات رژیم تشکیل دهیم و کل دانشجویان را در دفاع از فعالین سیاسی ، نشریات سیاسی و برای مقاومت در مقابل رژیم متحد کنیم .
در خارج کشور همان گونه که حزب حکمتیست اپوزیسیون را حول منشور سرنگونی متحد می سازد ؛ باید نیروهای سیاسی و مردم را برای ایجاد چنین تشکل های فراگیر بر مبنای مقاومت و مقابله علیه فشارهای رژیم روی فعالین سیاسی متحد کند . این امر به هیچ وجه به معنای از بین رفتن هویت ما نیست . چپ جامعه کارش متحد کردن است . خطاب ما به راست جامعه ، این است ؛ اختلافات ما سر جایش است ؛ اما هر کسی که دستگیر شود فرقی ندارد ، خط فکری اش چه باشد ؛ در دفاع از او و برای آزادی اش از چنگ رژیم همه ما متحد هستیم .
2- روشهای موثر بکار گیریم :
هیچ کس را از طریق کمپین های اینترنتی و خنده دارتر امضاهای اینترنتی نمی توان از چنگال رژیم اسلامی آزاد کرد . این کمپین های اینترنتی هیچ فشاری روی رژیم وارد نمی کند. بنابراین مقابله با این رژیم تنها به شکل عینی و سخت افزاری می تواند جواب دهد .
به تعدادی از روش های موثر در این جا اشاره می کنیم .
الف- فلج کردن نهادهای تولیدی و مراکز اصلی :
کارگران در صورتی که یکی از رفقایشان دستگیر شود ، مهمترین و اولین کاری که در صورت امکان باید انجام دهند ؛ توقف چرخ های تولید و دست از کار کشیدن است . کاری که بیشتر از هر چیز دیگر جهت آزادی کارگری که دستگیر شده ؛ موثر است . در دانشگاه ، دانشجویان در صورت دستگیری یکی از رفقایشان ؛ باید تمام کلاس های درس را تعطیل کنند و درصورتی که امکان این کار را ندارند ؛ با حضور و تجمع مقابل ساختمان اداری دانشگاه مانع حضور کارمندان و ریاست دانشگاه در سر کار شوند ؛ تا عملا نظام اداری دانشگاه را مختل و تعطیل سازند .
ب- تجمع و تظاهرات مقابل ارگان های حساس رژیم :
در صورتی که کارگران نتوانند اعتصاب کنند و در فصل تابستان که دانشگاه تعطیل هست دانشجویان را دستگیر کنند ؛ باید به تجمع مقابل ارگانهای حساس رژیم دست زد . ارگان مخاطب ما ، دادگاهها هستند. رفقای ما به حکم بازداشت دادگاههای رژیم به زندان می روند . باید مقابل دادگاه ها نیروی مردم را بسیج کنیم . همیشه در هر شهری مقابل دادگاهها شلوغ است و در صورتی که بتوانیم نیروی کافی جمع کنیم ، توجه مردم در اطراف ساختمان دادگاه به ما جلب می شود و چه بسا با حمایت مردم مواجه شویم .
در این زمینه چند نکته ضروری است :
اول- علاوه بر اعضای تشکل های دائمی مقاومت ؛ خانواده های دستگیر شدگان را برای تجمع بسیج کنیم و بین شان هماهنگی ، آشنایی و اتحاد ایجاد کنیم . رژیم با هر گونه تجمع و مقاومت ما مقابله خواهد کرد. اما حضور خانواده های دستگیر شدگان هزینه را برای برخوردهای احتمالی رژیم بالاتر خواهد برد .
دوم- با تهیه پلاکاردهای مناسب و در تعداد زیاد ، توجه مردم در اطراف دادگاه را به خود جلب نموده و با پخش بیانیه های توضیحی ، حمایت مردم حاضر در اطراف دادگاه را به خود جلب کنیم . ما باید با هر ابزاری که داریم ، بر تعداد افراد موجود در تجمع بیفزائیم .
سوم- بعد از دستگیری فعالین خیلی عجله نکنیم و اقدامات نسنجیده انجام ندهیم . اگر بسیج نیروی ما ، سه- چهار روز طول بکشد و در عوض ما چند صد نفر را روبروی دادگاه بکشانیم ؛ بسیار بهتر است تا اینکه فردای دستگیری رفیقمان بیست نفره مقابل دادگاه تجمع کنیم و خودمان هم راهی زندان شویم .
چهارم- همیشه دو نفر خارج از تجمع که برای رژیم ناشناخته هستند ؛ را مسئول خبرسازی حول تجمع و مصاحبه رسانه ای با اسم مستعار کنیم . خبر رسانی به رسانه ها را دست کم نگیریم.
پنجم - قبل از هر تجمعی نقشه کامل تجمع باید در جیب رهبران آن باشد . به این معنی که تمام اتفاقاتی که ممکن است حین تجمع رخ دهد و پیشنهاداتی که رژیم در حین آن به رهبران تجمع دهد ؛ از قبل بررسی شده و برسر تاکتیک های مقابله با رژیم بین رهبران تجمع توافق شود. بدیهی است که ممکن است ؛ اتفاقی بیفتد که رهبران تجمع همان جا و بدون پیش زمینه مجبور به مشورت و تصمیم گیری باشند . اما هیچ رهبر سیاسی با چشمان کور و بدون پیش بینی اتفاقاتی که در راه است ؛ به فراخوان تجمعی نمی رود.
ج- خارج کشور خیلی مهم است :
در خارج کشور باید همزمان با تجمعی که در داخل کشور و برای آزادی فعالین سیاسی در جریان است ، سفارتخانه های رژیم مورد تعرض تمام نیروهای تشکل های دائمی مقاومت قرار گیرد . باید در آن روز مشخص ، حداقل رفت و آمد به داخل سفارتخانه های رژیم کار بسیار سختی باشد و هیچ یک از مسئولین رژیم نتواند در دانشگاهی سخنرانی کند . باید گروههای اپوزیسیون با اتحاد خویش در دفاع از آزادی ، توان بسیج مردم مهاجر و پناهنده را برای تجمع مقابل سفارتخانه های رژیم اسلامی در خود ایجاد کنند .
به قول منصور حکمت ، داخل و خارج کشور به هم وصل اند و هیچ جنبشی نمی تواند در داخل موفق باشد ، بدون اینکه پشت جبهه محکمی در خارج کشور داشته باشد و بالعکس .
هدف از نوشتن این مقاله گشودن جبهه ای مقابل رژیم و حداقل احداث سنگری جدید است . رژیم اسلامی سرکوب را تا حد یک تکنولوژی ارتقا داده است و به مزدورانش در آکادمی های پلیس آموزش می دهد . مقاومت مردمی ما نیز ناگزیر باید تکنیک های موثر خویش را ابداع کرده و به کارگیرد و گرنه اساسا راه بجایی نخواهد برد .
نگارنده مقاله مخاطبین خود را به اظهار نظر در این باره و نوشتن تجربیات مبارزاتی خویش و ارسال برای نشریه کمونیست دعوت می کند .

5 comments:
Shovan jan,
Man emrouze etelaiieh payani kongereh shoma khandam,bardashte man an boude keh hichi tassvibe nashodeh, be nazar shoma chera? tavafogh nashode? anhameh neveshtehay ghable az kongereh pas baray chi boude? Shoma fardi sadegh be nazar miaaiid loft konid va ma mardom ra roshan konid chera kongreh? rofagha dore ham jamea shodehand chati ba ham dashteh bashand? ya gharahay kongreh ham serriaste va mardom nabayad dar jaryan bashand, shoma baray mardom tassmime makhfianeh migirid, be ghoule Marx;"They can not represent themselves, they must be represented".
Ba salam
Jaefari
من فقط در این حد بگویم که کنگره قرارهایی داشته است که به زودی منتشر می شود عجله نکنید
شوان
در اطلاعيه پاياني اعلام شده كه كنگره قرار و مصوبه ويژه اي نداشته است· قطعنامه و مصوبات كنگره اول و انبوهي از قرارهايي كه در فاصله دو سال گذشته چند بار در جلسات دفتر سياسي و پلنومها به تصويب رسيده اند و بيشتر جنبه ضوابط و روابط درون تشكيلاتي را ابلاغ كرده بار ديگر مصوبات كنگره دوم هستند· به نظر شما دليل اين نوع تاكتيك و ارجاع يك كنگره به مصوبات گذشته چيست؟ چرا در كنگره بجاي مصوبه داستان دو شهر و سه شهر بر جستج ميشود· و زندگي مجازي و انترنتي برجسته ميشود· چرا در يك نشست وسيع به اسم كنگره بايد به اين مساله حاشيه اي پرداخت· و من از توضيحات تعدادي از رفقاي نماينده متوجه شدم به دليل اينكه كنگره جنبه پانلي داشته و فرصت مناسبي براي بحث و گفتگو وجود داشته در نتيجه كنگره موفق بوده است· سوال ديگر اين است واقعا در كنگره يك نماينده هم حضور نداشته كه مدعي باشد و قطعنامه و قراري جديد را به راي بگذارد· يا اينكه پانل و گفتگوهاي طولاني جاي تصويب قطعنامه و قرار و مسائل تازه تري كه در ايندوره كلي از مشغوليات حزب حكمتيست را شكل داده فراموش شده است· رفقايي در شماره هاي كنگره ويژه برگزاري كنگره دو كلي مطالب نوشته بودند· سرنوشت مطالب طولاني «حزب حكمتيست بايد تغيير كند» و مطالب مربوط به منشور سرنگوني و بحران هويت چي شد· براي چي اين مطالب منتشر شد و دست آخر هيچ مصوبه اي در تاييد و يا رد آنها منتشر نشد· علامت سوال بزرگي در برابر كنگره دوم قرار دارد· كنگره بي مصوبه را من در تاريخ زندگي مبارزاتي ام نديده و تجربه نكرده ام· نسان نودينيان · ·
نام مستعار؟؟؟؟
شما که بنا بر آموزه های جعلی حکمت معتقد به مبازه علنی بودید؟
Refigh Shovan,
Goftide ajeleh nakonim, gharahay kongreh pakhsh mishavand, hichi hanouze dar nayamadeh, gharari dar kar niste.
Koroush Modaressi shadidan dar vassate gode gir kardeh, hichio in group baray goftan nadarad,
Shoma darid vaghetan ra ba in boyugoihay melate kord az daste midahid.
Be sazemanhay enghelabi be pivanid, ba group Koroush boudan messle an aste keh adam sar gouri geryeh konad keh dar an mordehii nisste.
Pirouze bashid.
Jaefari
Post a Comment