» هوشیار مرادی
یکی از مهمترین ابزار مبارزاتی کمونیستها در طی سالها مبارزه ، ادبیات و نوشتن بوده است । همواره بورژوازی تلاش داشته است که با ممنوع کردن این ادبیات مانع دسترسی مردم به حقایق جامعه شود । صدها هزارکتاب و مقاله مجموعه ای غنی از ادبیات کمونیستی را از قرن نوزدهم تا کنون تشکیل داده اند و تمام اینها بخشی از مبارزه کمونیستها برای شکستن سد سانسور بورژوازی و اجتماعی شدن کمونیسم بوده است ।
بررسی تمام این ادیبات در حوصله هیچ کس نمی گنجد । اما نگاهی به مختصات اساسی یک نوشته کمونیستی و بحث پیرامون آن می تواند به کمونیستهایی قلم بدست کمک کند تا بهتر بنویسند.
بررسی تمام این ادیبات در حوصله هیچ کس نمی گنجد । اما نگاهی به مختصات اساسی یک نوشته کمونیستی و بحث پیرامون آن می تواند به کمونیستهایی قلم بدست کمک کند تا بهتر بنویسند.
1- مخاطب شناسی
مهمترین چیز قبل از هر نوشتنی شناخت مخاطب است . این که مخاطب ما چه کسانی هستند و در چه درکی قرار دارند . مخاطبین ما می توانند ؛ کادرهای یک حزب ، کارگران یک کارخانه ، مردم یک شهر یا تمام مردم فارسی زبان ساکن درایران یا خارج از کشور باشند .
طبیعی است که متن نوشته ما می بایست متناسب با مخاطب ما نوشته شود . مثلا مطلبی که ما برای کادرهای یک حزب می نویسیم با فرض کمونیست بودن و مطالعه سطح مشخصی از ادیبات مارکسیستی نوشته شده است و ممکن است برای بقیه مردم درخارج از حزب هیچ موضوعیتی نداشته باشد.
معمولا ادبیات کمونیستی خطاب به مردم و کارگران به طورعموم نوشته می شود . بنابراین می بایست طوری نوشته شود که یک نفر با سواد خواندن و نوشتن و بدون مطالعه آکادمیک بتواند آن را به خوبی بفهمد . یعنی تک تک کلمات و عبارات و جمله بندی ها از ادبیاتی که در جامعه موجود و شناخته شده است ؛ خارج نباشد که مخاطب ما برای فهم آن مجبور به کمک گرفتن دیکشنری یا کسی شود .
چند نکته در این زمینه ضروری است :
اول اینکه مخاطب را نباید فاقد شعور سوسیالیستی و در مرحله صفر شعور فرض کرد . خیلی وقت ها سوسیالیستها در ادبیات خود لازم می بینند که مسئله استثمار و اینکه کارگر فقیر است و سرمایه دار از ثروت کارگر می دزدد ؛ را به کارگر به شکلی ابتدایی یاد بدهند . این آموزگاران عقل کل متاسفانه این مسئله را نمی فهمند که همیشه و در هر جامعه سرمایه داری کارگر عمدتا استثمار را می فهمد و سرمایه دار را می شناسد و درکی ابتدایی از مفهوم سرمایه داری دارد . به عبارت دیگر کارگر در هر جامعه سرمایه داری ، به درجه ای سوسیالیستی فکر می کند و اگر آزاد باشد و معیشت اش گروگان سرمایه دار قرار نگیرد ، خود بخود به سمت احزاب سوسیالیست و کارگری گرایش دارد و عضو چنین احزابی می شود .
دوم اینکه وقتی نوشته ای را می نویسیم ، فرض کنیم که فقط سواد خواندن و نوشتن داریم و بعد آن را بخوانیم ؛ ببینیم چیزی از آن می فهمیم و قانع کننده هست یا نه . خیلی اوقات نویسنده کمونیست ما در دانشگاه ، محله یا هر جای دیگر وقتی می نویسد ، به سطح درک خود و چند رفیق اطرافش که کتابهای مارکس و لنین و گرامشی را خوانده اند و تحصیلکرده اند ؛ توجه دارد و برای خودش و بروبچه ها و رفقا و گاهی فرقه خودش می نویسد.
سوم اینکه شرایط یک نوشته در داخل و خارج کشور خیلی متفاوت است . چون در داخل کشور ما مخاطبین دیگری هم داریم ؛ که سربازان امام زمان (مزدوران وزارت اطلاعات) و یا دیگر مسئولین نهادهای سرکوبگر دولتی هستند . نوشته ما باید طوری باشد که نتوانند برای ما پرونده سازی کنند و به ما انگ کمونیست ، بی دین و ملحد بزنند . باید طوری بنویسیم که حتی المقدور مفهومی را که می خواهیم برسانیم و در عین حال مورد پیگرد قانونی قرار نگیریم و نشریه مان توقیف نشود . این مهارت و هنری است که نویسنده کشوری اختناق زده باید دارا باشد و الا قادر به تداوم کار نخواهد بود و دیر یا زود ، سر از زندان در می آورد .
چهارم اینکه با توجه به توسعه رسانه های تصویری و پیام موجز و مختصری که به مخاطبین خود ارائه می دهند ؛ ادبیات کمونیستی نیز باید به شکلی مختصر و سر راست مفهومی خود را ارائه کند و از حاشیه روی و مقدمه و موخره های طولانی بپرهیزد . مخاطب امروزی علی العموم حوصله مقالات طولانی را ندارد.
2- نوع ادبیات :
الف- تبلیغی- ترویجی : این دسته ادبیاتی هستند که در آن مسائل روز با تبیین و نقدی مارکسیستی به مخاطب ارائه می شوند و در آن به مردم راهکاری در زمینه مسائل روز می دهیم . این ادبیات در دو غالب بیانیه یا مقاله می باشد. روی مسائل روز تاکید می کنم ؛ چرا که به نظرم ادبیات مارکسیستی در نوعی که مخاطبش عموم جامعه هستند ، باید روی مسئله روز مردم و طبقه کارگر منعکس شود . از این روی به نظرم مقاله تئوریکی که به تبیین ارزش اضافه می پردازد در این نوع از ادبیات جای نمی گیرد و مخاطب خاص خود را دارد و به عنوان مثال تبیین و نقد اینکه چرا رژیم بنزین را جیره بندی کرده است در این دسته ادبیات قرار می گیرد. نوع این ادبیات انتقادی است و انتقاد از سیاستهای رژیم ، اپوزیسیون رژیم و احزاب مختلف و مسائل بین المللی در این چهارچوب قرار می گیرد .
این نوع از ادبیات اگر تنها به تبیین و نقد بسنده کند و راهی پیش پای مردم نگذارد ، از یک ژورنالیسم پیش و پا افتاده فراتر نخواهد رفت . راهی پیش پای مردم گذاشتن یعنی اینکه به آنها نشان دهیم در مقابل سیاستهای رژیم و مسائلی که با آن درگیرند چه بکنند و چگونه متحد شوند .
در عین حال نوع مخفی و غیر علنی این ادبیات باید طبقه کارگر و مردم زحمتکش که مخاطبین اصلی آن هستند را برای متحد شدن و پذیرفتن عضویت در حزب حکمتیست به عنوان لولای اتحاد مردم متقاعد کند .
طبقه کارگر خود می داند که در چه بدبختی ، دست و پا می زند ؛ نیازی به نوحه خواندن ما برای مصیبتهای خود ندارد . سوالی که او پاسخش را از ما می طلبد این است : « چه باید کرد ؟» و ما در این گونه مقالات هر بار باید به این سوال پاسخ دهیم.
ب- تههیجی : نوعی از نوشته ها هستند که با هدف به هیجان آوردن مردم جهت قیام ، تظاهرات ، مبارزه و یا مقاومت در مقابل رژیم نوشته می شوند و عمدتا قالب بیانیه دارند . این گونه مقالات می بایست قدرت ارتباط برقرار کردن با مخاطب عام و به هیجان در آوردن آنها را داشته باشند.
مثلا در صورتی که ما فراخوان تظاهرات یا اعتصاب در شهری را بدهیم این بیانیه نمی تواند با جملات خشک و بی ویتامین نوشته شود . باید از چنان سبک و کلماتی استفاده کرد که خواننده به هیجان آید و همان لحظه آماده حرکت به سمت خیابان شود .
ج- ادبیات سازمانده : ادبیاتی است که در آن هدف سازماندهی کادرها ، اعضای حزبی ، فعالین کمونیست و نقد روشهای مبارزاتی میان آنهاست . به عنوان مثال این مقاله یا مطالب نشریه سازمانده کمونیست در این دسته ادبیات قرار می گیرد. این نوع از مقالات با نقد روشهای گذشته مبارزاتی ، روشهای جدیدی را پیش پای مبارزین کمونیست قرار می دهند . ادبیاتی که تنها روشهای مبارزاتی را نقد کند و راه جدیدی پیش پای فعالین نگذارد ؛ تنها یک خود زنی سیاسی و تنبیهی مذهبی جهت تذهیب نفس است.
د- ادبیات کلاسیک مارکسیستی : ادبیاتی هستند که جدا از مسائل روز به طور کلی به تبیین مفاهیم مارکسیستی می پردازند . کاپیتال مارکس در این دسته قرار می گیرد.
خاطر نشان می کنیم که این دسته بندی مطلق نیست و ادبیاتی می تواند هم تحلیلی باشد و هم تههیج کننده . این مسئله در باره بقیه انواع ادبیات هم صدق می کند. فراموش نکنیم که نویسنده در پراتیک نوشتن ، توانمند می شود . خواندن ده مقاله درباره چگونه نوشتن به اندازه یک بار نوشتن موثر نیست . بنابراین زیاد بنویسید و ترس و وسواس در نوشتن به خود راه ندهید.

7 comments:
Dameton garm rofaqa
Osa,
In refigh shovan pessar sadeghi be nazar miayad, fekre nemikoni darad vaghte khodash ra ba kourosh hadar midahad.
In baba kourosh ghader naboude yek ghatnameh dar kongereash tassvibe konad.
Be nazar shoma kay in dar va dassteh shekasste talabe az ham mipashad.
Fekre konan harcheh zodtar behtar.
Jaefari
سلام و خسته نباشید
حامد راد هستم از سازمان جوانان حکمتیست
در صورت امکان تقاضا دارم آدرس گروپ زیر را با عنوان مرکز پخش فیلتر شکن در وبلاگ خود لینک کنید
مرسی
http://groups.yahoo.com/group/webshenas/join
man az HKK hastam va midanam ke in weblog ha ra khod e bahram modaresi rah mindazad ke begooyad dar iran kadr darim. bahram jan, in ravesh ha ghadimi shode. koll e daneshgah va jonbesh e kargari emrooz mohr e komonism e kargari va hezb e komonist e kargari ra darad. ba in ghayem mooshak bazi ha nemitavani adam jam' koni. hala hey esmat ra shaghayegh bokon.
mahmood
آقای محمود از حککا
آفرین به ذکاوت و هوش سرشار شما
خوب مچ مرا گرفتید
من نمی دانستم حزب شما تعدادی کاراگاه هم در عضویت خود دارد
شوان خالدی از کمیته شقایق
(بهرام مدرسی سابق)
سلام رفقا
خسته نباشید
کارتون خیلی عالیه و امیدوارم دیگر رفقاو کادرهای حزب حکمتیست در داخل هر چه بیشتر از این ابتکارها از خود نشان داده و در این دوره هم برای خنثی کردن طرفند و نیرنگهای جمهوری اسلامی و شناساندن و معرفی خط مشی واقعی منصور حکمت بیشتر تلاش کنند
و اما در مورد چرند گوئی های حزب ک ک ا باید بگویم که این جریان چپ فرقهای و حپروتی نوان انجام عملی را ندارند و هرگز به عنوان پرچم دار و به حرکت دراورنده نیرو و جنبش نبوده اند و ار سر ناچارهمیشه خود را با حرکت جریانات دیگر در جامعه تداعی میکنند
شاد و سرزنده باشید و موفق
مسئول کمپین آزادی دانشجویان زندانی و آلترناتیو
محمد فتوحی
http://www.kampeyn.blogfa.com/
http://alternativ.blogfa.com/
بروید به
tahrim-entekhabat.blogspot.com
Post a Comment