Friday, October 12, 2007

مخاطب شناسی و نوع ادبیات سوسیالیستی

» هوشیار مرادی
یکی از مهمترین ابزار مبارزاتی کمونیستها در طی سالها مبارزه ، ادبیات و نوشتن بوده است । همواره بورژوازی تلاش داشته است که با ممنوع کردن این ادبیات مانع دسترسی مردم به حقایق جامعه شود । صدها هزارکتاب و مقاله مجموعه ای غنی از ادبیات کمونیستی را از قرن نوزدهم تا کنون تشکیل داده اند و تمام اینها بخشی از مبارزه کمونیستها برای شکستن سد سانسور بورژوازی و اجتماعی شدن کمونیسم بوده است ।
بررسی تمام این ادیبات در حوصله هیچ کس نمی گنجد । اما نگاهی به مختصات اساسی یک نوشته کمونیستی و بحث پیرامون آن می تواند به کمونیستهایی قلم بدست کمک کند تا بهتر بنویسند.

1- مخاطب شناسی
مهمترین چیز قبل از هر نوشتنی شناخت مخاطب است . این که مخاطب ما چه کسانی هستند و در چه درکی قرار دارند . مخاطبین ما می توانند ؛ کادرهای یک حزب ، کارگران یک کارخانه ، مردم یک شهر یا تمام مردم فارسی زبان ساکن درایران یا خارج از کشور باشند .
طبیعی است که متن نوشته ما می بایست متناسب با مخاطب ما نوشته شود . مثلا مطلبی که ما برای کادرهای یک حزب می نویسیم با فرض کمونیست بودن و مطالعه سطح مشخصی از ادیبات مارکسیستی نوشته شده است و ممکن است برای بقیه مردم درخارج از حزب هیچ موضوعیتی نداشته باشد.
معمولا ادبیات کمونیستی خطاب به مردم و کارگران به طورعموم نوشته می شود . بنابراین می بایست طوری نوشته شود که یک نفر با سواد خواندن و نوشتن و بدون مطالعه آکادمیک بتواند آن را به خوبی بفهمد . یعنی تک تک کلمات و عبارات و جمله بندی ها از ادبیاتی که در جامعه موجود و شناخته شده است ؛ خارج نباشد که مخاطب ما برای فهم آن مجبور به کمک گرفتن دیکشنری یا کسی شود .
چند نکته در این زمینه ضروری است :
اول اینکه مخاطب را نباید فاقد شعور سوسیالیستی و در مرحله صفر شعور فرض کرد . خیلی وقت ها سوسیالیستها در ادبیات خود لازم می بینند که مسئله استثمار و اینکه کارگر فقیر است و سرمایه دار از ثروت کارگر می دزدد ؛ را به کارگر به شکلی ابتدایی یاد بدهند . این آموزگاران عقل کل متاسفانه این مسئله را نمی فهمند که همیشه و در هر جامعه سرمایه داری کارگر عمدتا استثمار را می فهمد و سرمایه دار را می شناسد و درکی ابتدایی از مفهوم سرمایه داری دارد . به عبارت دیگر کارگر در هر جامعه سرمایه داری ، به درجه ای سوسیالیستی فکر می کند و اگر آزاد باشد و معیشت اش گروگان سرمایه دار قرار نگیرد ، خود بخود به سمت احزاب سوسیالیست و کارگری گرایش دارد و عضو چنین احزابی می شود .
دوم اینکه وقتی نوشته ای را می نویسیم ، فرض کنیم که فقط سواد خواندن و نوشتن داریم و بعد آن را بخوانیم ؛ ببینیم چیزی از آن می فهمیم و قانع کننده هست یا نه . خیلی اوقات نویسنده کمونیست ما در دانشگاه ، محله یا هر جای دیگر وقتی می نویسد ، به سطح درک خود و چند رفیق اطرافش که کتابهای مارکس و لنین و گرامشی را خوانده اند و تحصیلکرده اند ؛ توجه دارد و برای خودش و بروبچه ها و رفقا و گاهی فرقه خودش می نویسد.
سوم اینکه شرایط یک نوشته در داخل و خارج کشور خیلی متفاوت است . چون در داخل کشور ما مخاطبین دیگری هم داریم ؛ که سربازان امام زمان (مزدوران وزارت اطلاعات) و یا دیگر مسئولین نهادهای سرکوبگر دولتی هستند . نوشته ما باید طوری باشد که نتوانند برای ما پرونده سازی کنند و به ما انگ کمونیست ، بی دین و ملحد بزنند . باید طوری بنویسیم که حتی المقدور مفهومی را که می خواهیم برسانیم و در عین حال مورد پیگرد قانونی قرار نگیریم و نشریه مان توقیف نشود . این مهارت و هنری است که نویسنده کشوری اختناق زده باید دارا باشد و الا قادر به تداوم کار نخواهد بود و دیر یا زود ، سر از زندان در می آورد .
چهارم اینکه با توجه به توسعه رسانه های تصویری و پیام موجز و مختصری که به مخاطبین خود ارائه می دهند ؛ ادبیات کمونیستی نیز باید به شکلی مختصر و سر راست مفهومی خود را ارائه کند و از حاشیه روی و مقدمه و موخره های طولانی بپرهیزد . مخاطب امروزی علی العموم حوصله مقالات طولانی را ندارد.

2- نوع ادبیات :
الف- تبلیغی- ترویجی : این دسته ادبیاتی هستند که در آن مسائل روز با تبیین و نقدی مارکسیستی به مخاطب ارائه می شوند و در آن به مردم راهکاری در زمینه مسائل روز می دهیم . این ادبیات در دو غالب بیانیه یا مقاله می باشد. روی مسائل روز تاکید می کنم ؛ چرا که به نظرم ادبیات مارکسیستی در نوعی که مخاطبش عموم جامعه هستند ، باید روی مسئله روز مردم و طبقه کارگر منعکس شود . از این روی به نظرم مقاله تئوریکی که به تبیین ارزش اضافه می پردازد در این نوع از ادبیات جای نمی گیرد و مخاطب خاص خود را دارد و به عنوان مثال تبیین و نقد اینکه چرا رژیم بنزین را جیره بندی کرده است در این دسته ادبیات قرار می گیرد. نوع این ادبیات انتقادی است و انتقاد از سیاستهای رژیم ، اپوزیسیون رژیم و احزاب مختلف و مسائل بین المللی در این چهارچوب قرار می گیرد .
این نوع از ادبیات اگر تنها به تبیین و نقد بسنده کند و راهی پیش پای مردم نگذارد ، از یک ژورنالیسم پیش و پا افتاده فراتر نخواهد رفت . راهی پیش پای مردم گذاشتن یعنی اینکه به آنها نشان دهیم در مقابل سیاستهای رژیم و مسائلی که با آن درگیرند چه بکنند و چگونه متحد شوند .
در عین حال نوع مخفی و غیر علنی این ادبیات باید طبقه کارگر و مردم زحمتکش که مخاطبین اصلی آن هستند را برای متحد شدن و پذیرفتن عضویت در حزب حکمتیست به عنوان لولای اتحاد مردم متقاعد کند .
طبقه کارگر خود می داند که در چه بدبختی ، دست و پا می زند ؛ نیازی به نوحه خواندن ما برای مصیبتهای خود ندارد . سوالی که او پاسخش را از ما می طلبد این است : « چه باید کرد ؟» و ما در این گونه مقالات هر بار باید به این سوال پاسخ دهیم.

ب- تههیجی : نوعی از نوشته ها هستند که با هدف به هیجان آوردن مردم جهت قیام ، تظاهرات ، مبارزه و یا مقاومت در مقابل رژیم نوشته می شوند و عمدتا قالب بیانیه دارند . این گونه مقالات می بایست قدرت ارتباط برقرار کردن با مخاطب عام و به هیجان در آوردن آنها را داشته باشند.
مثلا در صورتی که ما فراخوان تظاهرات یا اعتصاب در شهری را بدهیم این بیانیه نمی تواند با جملات خشک و بی ویتامین نوشته شود . باید از چنان سبک و کلماتی استفاده کرد که خواننده به هیجان آید و همان لحظه آماده حرکت به سمت خیابان شود .

ج- ادبیات سازمانده : ادبیاتی است که در آن هدف سازماندهی کادرها ، اعضای حزبی ، فعالین کمونیست و نقد روشهای مبارزاتی میان آنهاست . به عنوان مثال این مقاله یا مطالب نشریه سازمانده کمونیست در این دسته ادبیات قرار می گیرد. این نوع از مقالات با نقد روشهای گذشته مبارزاتی ، روشهای جدیدی را پیش پای مبارزین کمونیست قرار می دهند . ادبیاتی که تنها روشهای مبارزاتی را نقد کند و راه جدیدی پیش پای فعالین نگذارد ؛ تنها یک خود زنی سیاسی و تنبیهی مذهبی جهت تذهیب نفس است.

د- ادبیات کلاسیک مارکسیستی : ادبیاتی هستند که جدا از مسائل روز به طور کلی به تبیین مفاهیم مارکسیستی می پردازند . کاپیتال مارکس در این دسته قرار می گیرد.
خاطر نشان می کنیم که این دسته بندی مطلق نیست و ادبیاتی می تواند هم تحلیلی باشد و هم تههیج کننده . این مسئله در باره بقیه انواع ادبیات هم صدق می کند. فراموش نکنیم که نویسنده در پراتیک نوشتن ، توانمند می شود . خواندن ده مقاله درباره چگونه نوشتن به اندازه یک بار نوشتن موثر نیست . بنابراین زیاد بنویسید و ترس و وسواس در نوشتن به خود راه ندهید.

تا کی دستگیری ها ادامه دارد؟

شوان خالدی «
"وقتی کمونیستها را گرفتند، ما بی تفاوت ماندیم و گفتیم ما که کمونیست نیستیم। وقتی سوسیالسیت‌ها را گرفتند باز هم ما بی تفاوت ماندیم و گفتیم ما که سوسیالیست نیستیم। وقتی یهودی‌ها را گرفتند، باز ما بی تفاوت ماندیم گفتیم ما که یهودی نیستیم، وقتی ما را گرفتند، دیگر کسی نبود که اعتراض کند।»
"برتولت برشت"

در ماهی که گذشت رژیم بار دیگر دست به دستگیری های گسترده زد . دستگیری اعضای دفتر تحکیم وحدت در 18 تیرماه و نیز ربودن منصور اسانلو بخشی از این دستگیری ها بودند . آیا رژیم از دستگیر کردن کسی ترسی دارد ؟ شواهد امر نشان می دهد که خیر . رژیم در ادامه رویکرد خویش به بهانه مقابله با اراذل و اوباش 20 جوان را دستگیر کرده و اعلام داشته که می خواهد این ها را اعدام کند و هر روز با کمال وقاحت چند نفر را علنی و جلوی چشم مردم به حلقه های دار می سپارد. این رژیم هارتر از این حرفها است ؛ به این ها قناعت نخواهد کرد و دست و پا هایش را درازتر می کند . این دستگیری ها تا کی ادامه دارد ؟ باید بنشینیم و منتظر نوبت خود باشیم ؟
راه چاره متحد کردن مردم است . این را بارها حزب حکمتیست اعلام کرده است . هیچ کس به اندازه نیروهای سوسیالیست در جامعه از آزادی بیان سود نمی برد ؛ بنابراین بیش تر از هر کسی این که رژیم نتواند آزادی کسی را سلب کند ، به نفع ما است .
ما سوسیالیست ها باید بتوانیم جامعه را در دفاع از آزادی فعالیت سیاسی و برای مصونیت نسبی فعالین سیاسی متحد سازیم . هر کسی که به زندان رود جامعه بیشتر ترسیده است و ما سنگری دیگر عقب نشینی کرده ایم . چگونه باید متحد کرد و مقاومت را سازمان داد ؟
1- تشکل های دائمی مقاومت تشکیل دهیم :
هر بار که کسی دستگیر می شود ، عمدتا هم فکر ها و عم حزبی هایش دور هم جمع می شوند و یک «کمیته پیگیری آزادی آقای فلانی» تشکیل می دهند و تا وقتی که شخص آزاد شود ، امضا جمع می کنند .
طی این سالها دیده ایم که برای یک گروه سیاسی تنها آزادی عضو خودش در اولویت است و برای دستگیری عضو خودش کمپین می گذارد و برای آزادی فلان لیبرال تنها به دادن بیانیه اکتفا می کند.
تا وقتی که مقاومت های ما پراکنده و بی سازمان است ؛ رژیم اسلامی باید خیالش راحت باشد . به نظر ما تشکلهای دائمی در حمایت از آزادی فعالیت سیاسی و به شکل ائتلافی میان تمام مبارزین چه داخل و چه خارج کشور باید شکل گیرد. چپ جامعه باید در این اقدام پیشقدم شود و برای دفاع از آزادی پرچم اتحاد را بلند کند. به عنوان مثال اگر ما در دانشگاه فعال سوسیالیست هستیم با لیبرال ها علی رغم هر اختلاف و جدلی که داریم ؛ تشکلی متحد و بر اساس دفاع از آزادی بیان و مصونیت فعالیت سیاسی از حملات رژیم تشکیل دهیم و کل دانشجویان را در دفاع از فعالین سیاسی ، نشریات سیاسی و برای مقاومت در مقابل رژیم متحد کنیم .
در خارج کشور همان گونه که حزب حکمتیست اپوزیسیون را حول منشور سرنگونی متحد می سازد ؛ باید نیروهای سیاسی و مردم را برای ایجاد چنین تشکل های فراگیر بر مبنای مقاومت و مقابله علیه فشارهای رژیم روی فعالین سیاسی متحد کند . این امر به هیچ وجه به معنای از بین رفتن هویت ما نیست . چپ جامعه کارش متحد کردن است . خطاب ما به راست جامعه ، این است ؛ اختلافات ما سر جایش است ؛ اما هر کسی که دستگیر شود فرقی ندارد ، خط فکری اش چه باشد ؛ در دفاع از او و برای آزادی اش از چنگ رژیم همه ما متحد هستیم .

2- روشهای موثر بکار گیریم :
هیچ کس را از طریق کمپین های اینترنتی و خنده دارتر امضاهای اینترنتی نمی توان از چنگال رژیم اسلامی آزاد کرد . این کمپین های اینترنتی هیچ فشاری روی رژیم وارد نمی کند. بنابراین مقابله با این رژیم تنها به شکل عینی و سخت افزاری می تواند جواب دهد .
به تعدادی از روش های موثر در این جا اشاره می کنیم .

الف- فلج کردن نهادهای تولیدی و مراکز اصلی :
کارگران در صورتی که یکی از رفقایشان دستگیر شود ، مهمترین و اولین کاری که در صورت امکان باید انجام دهند ؛ توقف چرخ های تولید و دست از کار کشیدن است . کاری که بیشتر از هر چیز دیگر جهت آزادی کارگری که دستگیر شده ؛ موثر است . در دانشگاه ، دانشجویان در صورت دستگیری یکی از رفقایشان ؛ باید تمام کلاس های درس را تعطیل کنند و درصورتی که امکان این کار را ندارند ؛ با حضور و تجمع مقابل ساختمان اداری دانشگاه مانع حضور کارمندان و ریاست دانشگاه در سر کار شوند ؛ تا عملا نظام اداری دانشگاه را مختل و تعطیل سازند .

ب- تجمع و تظاهرات مقابل ارگان های حساس رژیم :
در صورتی که کارگران نتوانند اعتصاب کنند و در فصل تابستان که دانشگاه تعطیل هست دانشجویان را دستگیر کنند ؛ باید به تجمع مقابل ارگانهای حساس رژیم دست زد . ارگان مخاطب ما ، دادگاهها هستند. رفقای ما به حکم بازداشت دادگاههای رژیم به زندان می روند . باید مقابل دادگاه ها نیروی مردم را بسیج کنیم . همیشه در هر شهری مقابل دادگاهها شلوغ است و در صورتی که بتوانیم نیروی کافی جمع کنیم ، توجه مردم در اطراف ساختمان دادگاه به ما جلب می شود و چه بسا با حمایت مردم مواجه شویم .

در این زمینه چند نکته ضروری است :
اول- علاوه بر اعضای تشکل های دائمی مقاومت ؛ خانواده های دستگیر شدگان را برای تجمع بسیج کنیم و بین شان هماهنگی ، آشنایی و اتحاد ایجاد کنیم . رژیم با هر گونه تجمع و مقاومت ما مقابله خواهد کرد. اما حضور خانواده های دستگیر شدگان هزینه را برای برخوردهای احتمالی رژیم بالاتر خواهد برد .
دوم- با تهیه پلاکاردهای مناسب و در تعداد زیاد ، توجه مردم در اطراف دادگاه را به خود جلب نموده و با پخش بیانیه های توضیحی ، حمایت مردم حاضر در اطراف دادگاه را به خود جلب کنیم . ما باید با هر ابزاری که داریم ، بر تعداد افراد موجود در تجمع بیفزائیم .
سوم- بعد از دستگیری فعالین خیلی عجله نکنیم و اقدامات نسنجیده انجام ندهیم . اگر بسیج نیروی ما ، سه- چهار روز طول بکشد و در عوض ما چند صد نفر را روبروی دادگاه بکشانیم ؛ بسیار بهتر است تا اینکه فردای دستگیری رفیقمان بیست نفره مقابل دادگاه تجمع کنیم و خودمان هم راهی زندان شویم .
چهارم- همیشه دو نفر خارج از تجمع که برای رژیم ناشناخته هستند ؛ را مسئول خبرسازی حول تجمع و مصاحبه رسانه ای با اسم مستعار کنیم . خبر رسانی به رسانه ها را دست کم نگیریم.
پنجم - قبل از هر تجمعی نقشه کامل تجمع باید در جیب رهبران آن باشد . به این معنی که تمام اتفاقاتی که ممکن است حین تجمع رخ دهد و پیشنهاداتی که رژیم در حین آن به رهبران تجمع دهد ؛ از قبل بررسی شده و برسر تاکتیک های مقابله با رژیم بین رهبران تجمع توافق شود. بدیهی است که ممکن است ؛ اتفاقی بیفتد که رهبران تجمع همان جا و بدون پیش زمینه مجبور به مشورت و تصمیم گیری باشند . اما هیچ رهبر سیاسی با چشمان کور و بدون پیش بینی اتفاقاتی که در راه است ؛ به فراخوان تجمعی نمی رود.

ج- خارج کشور خیلی مهم است :
در خارج کشور باید همزمان با تجمعی که در داخل کشور و برای آزادی فعالین سیاسی در جریان است ، سفارتخانه های رژیم مورد تعرض تمام نیروهای تشکل های دائمی مقاومت قرار گیرد . باید در آن روز مشخص ، حداقل رفت و آمد به داخل سفارتخانه های رژیم کار بسیار سختی باشد و هیچ یک از مسئولین رژیم نتواند در دانشگاهی سخنرانی کند . باید گروههای اپوزیسیون با اتحاد خویش در دفاع از آزادی ، توان بسیج مردم مهاجر و پناهنده را برای تجمع مقابل سفارتخانه های رژیم اسلامی در خود ایجاد کنند .
به قول منصور حکمت ، داخل و خارج کشور به هم وصل اند و هیچ جنبشی نمی تواند در داخل موفق باشد ، بدون اینکه پشت جبهه محکمی در خارج کشور داشته باشد و بالعکس .
هدف از نوشتن این مقاله گشودن جبهه ای مقابل رژیم و حداقل احداث سنگری جدید است . رژیم اسلامی سرکوب را تا حد یک تکنولوژی ارتقا داده است و به مزدورانش در آکادمی های پلیس آموزش می دهد . مقاومت مردمی ما نیز ناگزیر باید تکنیک های موثر خویش را ابداع کرده و به کارگیرد و گرنه اساسا راه بجایی نخواهد برد .
نگارنده مقاله مخاطبین خود را به اظهار نظر در این باره و نوشتن تجربیات مبارزاتی خویش و ارسال برای نشریه کمونیست دعوت می کند .

آغاز به کار وبلاگ کمیته کمونیستی شقایق

کمیته کمونیستی شقایق از کمیته های داخل کشور حزب حکمتیست است که از طریق این وبلاگ نظرات و مواضع خود را منتشر می کند.


کمیته کمونیستی شقایق در این راستا دست تمامی فعالان انقلابی طبقه کارگر را می فشارد و از نظرات آنان استقبال می کند.